X
تبلیغات
چشــــــــم انداز آینده....
چیزی که من و تو مطمئنا به فکرش هستیم...
 مقام سوم در منطقه 14..........
|+| نوشته شده توسط الهام اسماعیلی در جمعه سوم تیر 1390  |
 

به نام خدا

آینده....

بیایید چند دقیقه به این کلمه خیره بشویم؛و به آن فکر کنیم.

آینده یعنی چه؟؟؟

به مطالبی که تا به الان گفتیم فکر کنیم...

آینده بدست آوردنی نیست بلکه ساختنی است و...

 

اصلا شاید همین الان آینده ی یک دقیقه ی پیشت بوده،شاید امروز آینده ی دیروزت بوده.اصلا چرا شاید مطمئنا همینطوره...

 

همه ی ما آرزوهای رنگارنگی داریم،مگه نه اینکه آرزو برجوانان عیب نیست!!!خوب!

برای رسیدن به این آرزوها باید چه کار کنیم؟آیا رسیدن به آرزوهیمان همان آینده ی خوب نیست؟

 

میتونم به راحتی بگم پس آینده ی دیروزمان خوش نقش و نگاره...چراکه ما به آرزوی دیروزمان رسیدیم!!!

دقت کردید؟خوبی های کوچک دوستانمان را فراموش میکنیم ولی بدی های کوچکشان را جوری به خاطر میسپاریم که زخمی بزرگ در دلمان باز میکند...

می خواهم بگم ما به آرزوهامون میرسیم ولی متوجه نمیشیم و به آرزوی دیگه ای فکر میکنیم

به قول جمله ای که میگه:

آرزوهایت را یکجا بنویس و یکی یکی از خدا بخواه.خدا،یادش نمیره ولی تو یادت خواهد رفت که چیزی رو که امروز داری آرزو ی دیروزت بوده!!!

 

دقت کنیم...شکر گزار خداوندگار مهربان باشیم...ببخشیم تا بخشیده شویم....برسانیم تا برسیم...و...

 

آینده یعنی رسیدن به آرزوها...

یعنی تلاش الان ما و رضایت فردای ما...

یعنی یک جــــــــــای دور در همین نزدیکیـــــا....

 

اصلا چه آینده ای بهتر از ظهور آقا امام زمان،آینده ای به ایــــــــــــــــــن درخشانی؟؟؟

آینده ای که به اومدنش شکی نداریم....

پس، از ته دل

با تمام وجود

بخواه!

خود آقا گفته اگه همه اومدنشو از ته دل بخواهند،می آیند...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

الهی آمین

 

 

آیـــــــــــــندتون نور باران.

 

منبع:حرف دل یک آینده نگر

آرزومند براورده شدن آرزوهاتون

الهام .

 

|+| نوشته شده توسط الهام اسماعیلی در پنجشنبه نهم دی 1389  |
 میز گرد نیم دایره ای!!!

--------------------------------------------------------------------------------------------------

بـــــــــــــــــــــــــــــــه نام خــــــــــــــــــــــــــداوندگار امیدواران.....

------------------------------------------------------------------------------------------------- 

سلام...میخواهیم با هم بر سر میز گر نیم دایره ای بنشینیم.....

نیم دایره ای که نیمی اش بوسیله ی من و نیمی دیگرش بوسیله ی دوستان آینده نگری مثل شما مدیریت میشود...

 

 

امیدوارم هیچ کس هیچ وقت امیدشو به خدا از دست نده که اگه اینطور بشه میگن یه جورایی ایمانشو از دست داده و کافر شده ..... پس به امید خدا و به امید روزهای خوش آینده و به امید اینکه خدا مرحمت کند و آخر و عاقبت همه مونو ختم به خیر کند.

"یه بنده خدا"

 

مــــن:فکر میکنم منظورتون این بوده است که آینده ی خوش در دستان ایمان و یاد خدایی است که همه چیز و همه کس است و این کاملا درست است....باشد که خدای مهربان آخرو عاقبت همه ی مارو به خیر کند

انشاءالله

 

 

 

آینده ی ما در دست همین امروزمونه
پس امروز رو دریاب....

"یه دوست آینده نگر"

 

مـــــن:موافقم...گذشته ی ما امروزمان رو ساخته و امروزمان میتواند فردایمان را بسازد...

پس از گذشته عبرت میگرم و تجربه ای میشه برای ساختن فردا...

 

 

 

واقعا من یاد اینده ام افتاد وای هیچ کس از اینده ی خودش خبر نداره .میدونی از چی سر در نمیارم که چرا هر کی بچه اس دوست داره بزرگ شه ولی تا بزرگ میشه دوست داره دوباره به دوران بیخیالی کودکی بره واقعا چرا ؟ چرا زمانه طوریه که همیشه از اون که هستیم فراترشو میخوایم تا نوجوونیم به فکر اینده ایم کلی نقشه میکشیم ولی تا جوون میشیم فقط 2 یا 3 تا از اون کوه ارزوهامون براورده شد واقعا چراااااااااااااااااااااااا؟ چرا تا بزرگ میشیم اینقدر بدبختی روی سرمان میریزه که یاد خداذ غافل میشیم تا یک بدبختی روی سرمون میریزه میگم وای چرا خدا با من این کارو کرد

"الهام...الی"

 

مــــــن:زندگی دو نیمه است:نیمه ی اولی در حسرت نیمه ی دومی و نیمه ی دومی در حسرت نیمه ی اولی...

به نظر من اگر این حسرت ها نباشد زندگی، زندگی نمیشود

با حسرت است که ما تلاشمان رو نسبت به چیز های دیگر زیاد میکنیم که حداقل به آن چند آرزو که گفتی برسیم...

همه چیز بسته به خودمان است و تلاشمان.

اما وقتی که گفتی کسی از آینده ی خودش خبر نداره موافق نیستم....

چرا که ما باید آینده یمان رابسازیم و با ساختنش حتما از چگونگی آن با خبر خواهیم بود

میتونم بگم اگر برای خود آینده ای مبهم بسازیم زندگی ترسناک میشود.

 

 

آینده مکانی نیست که آنجا میرویم، آینده جایی است که آنرا می سازیم.

راههایی که به آینده ختم می شوند یافتنی نیستند، بلکه ساختنی اند بگونه ای که ساختن این راه ها هم آینده و هم سازنده را بکلی دگرگون می کند.

"سارا"

 

مــــــــن:کلامت ستودنی است....

واین چیزیست که من سعی به گفتن آن دارم...

آینده تان زیبا باد.

 

 

هرچی فکر میکنم چیز خوبی تو گذشته من نیست.تا که باید منتظر اینده ی خوب و دل خواه مون باشیم اصلا اینده که در پیش داریم خوب هست یا اینکه فقط امید واریم خوب باشه.گذشته را تا الان بفکر اینده سپری کردیم.حالا که در اینده ی گذشته خودمان هستیم ایا کاری انجام داده ایم واما حالا که درپی اینده هستیم اگر فردا بیاید کاری انجام داده ایم یا.......

"آقای احمد"

 

مــــن:حرفتان تلنگری بود برای آنانی که تنها در حال زندگی میکنند.

آیا براستی برای آینده یمان کاری انجام داده ایم؟ 

 

نظرم در مورد "آینده" :

به نظر من "آینده" یعنی :

آنچنان یکه تازی نکن تا دنیایت هدرشود.

"پرند"

 

 

مــــــن:یکه تازی در بدست آوردن دنیا و لذت هایش ،آری اما یکه تازی در ساختن آینده فکر نمیکنم...

مثالی درمورد یکه تازی در بدست آوردن لذت های زندگی:

بیشترین آمار خودکشی در نوجونان آمریکایی مربوط به ثروتمندانشان است. چرا که آن نوجوانان همه تفریحات را تجربه کرده اند و برایشان جالب است بدانند که لذت پرتاب شدن از بالای ساختمان چگونه است!!!

 

 

ممنون از مهرناز رها مهتا مهشید نگین مهدیه سادات و...که از این تارنگار تشکر کردند....

  

به قول سهراب

کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم....

 آینده یتان پر نور باد...

 

|+| نوشته شده توسط الهام اسماعیلی در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389  |
 یک جای خیــــلی دور همین نزدیکیا....

-------------------------------------------------------------------------------------------------

به نام امیدوار کننده ی امیدواران...

--------------------------------------------------------------------------------------------------

وقتی که بچه بودیم ،فقط و فقط به حال فکر می کردیم.

مثلا:از چه راهی رضایت پدر و مادر را جلب کنیم تا آنان آن اسباب بازی را برایمان تهیه کنند،

ویا...

 

اما حالا که من وتو نوجوان و جوان هستیم به دنبال استقلال و مستقل شدن میگردیم....پس تمام سعی ما بر آن است که از گذشته ها عبرت بگیریم و علاوه بر حال ،یک فکری هم به حال آینده ی مان کنیم...

 

من چه کاره خواهم شد؟کنکور؟آینده چگونه است؟آیا ممکن است زنگی برسیارات دیگر ممکن شود؟

هزار سال دیگر زندگی آدمیان چگونه خواهد بود؟و....

فقط کافی است که تنها چند دقیقه به آینده فکر کنیم ،آن وقت با مغزی که هزاران سوال در آن غوطه ور است روبه رو خواهیم شد!

 

حتی شاید به نظرتان این کار مسخره بیاید و تنها وقت تلف کردن باشد،ولی اگر ما نباید با این سوالات خودمان را خسته کنیم و به فکر آینده نباشیم ،چرا به ما جوانان و نو جوانان می گویند آینده سازان فردا؟

 

اصلا فردا یعنی چه؟ فردا که هیچگاه نمی آید !چون اگر بیاید دیگر فردا خطاب نمیشود!

می شود امروز آن قصه ی دیگریست!!!!!هیچ کس هم فردا را ندیده و نه خواهد دید!

 

پس آینده ی کدام فردا را بسازیم؟

حالا این پرسش را ندیده میگیریم.......

اصلا آینده به چه معناست؟شاید در ادبیات مدرسه خوانده باشیم:

گذشته،حال،آینده

بودم،هستم،خواهم بود

 

می دانی آنقدر سوال دارم که حتی اگر به جلو ی آیینه بروم شاید بالای سرم هزاران علامت سوال ببینم...

و به نظرم این خوب نیست!

 

حالا میخواهم حرف های خودم را برایت بگویم :

هروقت می گویند تو آینده ساز کشورت هستی میفهمم که باید درسم را خوب بخوانم،میفهمم که چون مرا به کشورم نسبت داده اند باید سربلند وموفق باشم و...

 

اصلا آینده چیست؟کجاست؟

شاید آینده نسل بعد ما باشند، با لباس ها و اسم هایی که برای ما، عجیب و غریب باشند؛پس به آن بیندیش.

شاید آینده همان سرنوشتمان باشد،پس رقمش بزن.

شاید آینده ی گذشته ی پدر و مارمان همین امروزشان باشد،پس از آنان و تجربه هایشان استفاده کن.

شاید ...

 

آینده یک جای دور در همین نزدیکیاست .

شاید هم...

 

منبع:حرف دل یه نوجوان (خودم!)

 

منتظر نظراتتون درمورد آینده هستم...

به امید فردا و فرداهایی بهتر......

اللهم عجل لولیک الفرج

الهی آمین

|+| نوشته شده توسط الهام اسماعیلی در جمعه پنجم آذر 1389  |
 
 
بالا